مردی که بی زنی برود توی رختخواب
تا صبح وول می خورد و آه می کشد
مردی که با زنی برود توی رختخواب
تا صبح وول می خورد و آه می کشد
بین مجرد و متأهل چه فرقی است؟
میان آه من تا آه ایشون
تفاوت از زمین تا آسمان است!
شاعرانه مرغیدن
آقا خروسه حالش انگاری خرابه
قوقولی قوقو
یعنی الا ای سروقد سیم ساق نازک اندام کمان ابروی آهوچشم گلچهر پریشان مو.
اما دریغا، بانگ هل من ناصر اون بی جوابه
قدقدقدا
یعنی ولم کن بی حیا
جیک جیک جیک جیک
یعنی جواب دیپلماتیک کلاسیک!
یک گل پسر ماه که رام است و اُکی
با یک لپ اوف و یک لبِ ای ای ای
می گفت: «نکن؛ نمی شه؛ اَه، گیر نده»
چون خواهر خویش ناز دارد؛ آخی!
کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
می باشد و می باشد و می باشد و می
من باشم و وی باشد و من باشم و وی
گی باشد و گی باشد و گی باشد و گی
نوشابۀ گازدار تقدیم تو باد
ای همیشگی مادر وطن
یک خرده صبر، یک نمه روغن اقلکن
آن مردها که یکسره از پشت می کنند
اول درون چیز تو انگشت می کنند
این ها که در تو شیشۀ نوشابه می کنند
نامردها نه شست، نه سبابه می کنند
این شعر دارد آن طرفی می رود که من
می ترسم از اوین و طریق الخروج عن
گه خورده ام که شعر. غلط کرده ام که. آه!
موساد.؟ نه، به جان خودم. - اوخ - اشتباه.
ناهار. - زرررررررررررت - توی اوین خورده ام نخود
نوشابه تان - ببخش - کمی گازدار شد
آنچه هست خواهد شد
هرچه آرزو بکنی با دو دست خواهد شد
آنچه با دو دست نشد با دو بست خواهد شد
آرزو بکن، اما در سرت فروکن که
حاصل هزار نبرد یک شکست خواهد شد
يك پلشت اسهالی شاه شهر شاشوهاست
ذكر بوش محتاج شرح و بسط خواهد شد
پیت نفت توخالی، گفت وگو بکن؛ لالی؟
هسته های بیمارت شیرمست خواهد شد
تا خود قیامت هم هرچه گفت وگو بکنید
کوله بار گه سهم نسل شصت خواهد شد
آی نسل آینده، خوش خیال های الاغ
آنچه شد دوباره شود آنچه هست خواهد شد
پیش بینی ام این است: اقتصاد می خوابد
کارخانۀ کاندوم ورشکست خواهد شد
شعر بندتنبانی
برایم فیلم می آیی؟ بیا؛ شاید نمی دانی
که من استاد هستم در فنون کارگردانی
هوس کردی زرنگی را به من حالی کنی جوجو؟
تو که حتی الفبای هوس را هم نمی دانی
به یک دنیا غزل هایی که با شوق تو می گویم
توی بی ذوق گفتی شعرهای بندتنبانی
تو هر حرفی دلت می خواست برگشتی به من گفتی
ولی دیگر نبینم شعرهایم را برنجانی
تو بودی که مرا دق مرگ کردی؟ سگ محل کردی؟
چه گفتی؟ چی؟ نه بابا! آخ! پس گفتی پشیمانی
ولی عیبی ندارد؛ می شود یک جور جبران کرد
برایت می گذارم یک کلاس درس جبرانی
من امشب بندتنبانی نشانت می دهم دختر
كه ديگر اژدهای خفته را از جا نجنبانی
كه بعد از اين اگر روزی برايت یک غزل خواندم
بگویی بَه، چه شعری گفته ای ای سعدی ثانی!
خدایی که هستی
سکوت تو چون بهت گلدسته هاست
صدای تو مثل اذان خوش نواست
نگاه تو وحی است و آیات حق
ته چشم های تو غار حراست
پر جبرییل است موهای تو
و معراج من از تو تا ناکجاست
سرانگشت هایت به دستان من
ضریح علی بن موسی الرضاست
نمی بوسمت بی وضو هیچ وقت
که لب های تو تربت کربلاست
سراپای تو یک وجب از بهشت
نسیم تنت بوی روح خداست
خدا هم تو هستی و آن دیگری
خطای شگفت آور انبیاست
قصۀ مرد بت ساز
بازهم یک شعر. یا هر چیز هست
می تراود از مدادم مستِ مست
واژه هایش در طنین قلب من
یک به یک با ناز بر کاغذ نشست
مصرعش را از جنون و عشق و مرگ
بیت را از درد آوردم به دست
جان من بود این که جانش می دهد
نقش من بود این که در وی نقش بست
بیت آخر. بعد زانو می زند
مرد بت سازی که خود شد بت پرست
هفت دریا عشق
اشک هایت چشم هایت را چه زیبا کرده اند
هفت دریا عشق را در خویش معنا کرده اند
گفته بودی که بدت می آید از من؛ یادت است؟
چشم ها امشب زبان را خوب رسوا کرده اند
فکر کردی از جنایت هایشان خواهم گذشت؟
نه، مگر این جانیان با من مدارا کرده اند؟
تا ابد زندانی چشمان من خواهند بود
چشم هایی که عذابم را تماشا کرده اند
هفت راهکار برای خلاص شدن از شر چهارشنبه سوری
سال هاست که حاکمان خردمندمان با ما مردم خر سر این چهارشنبه سوری دردسر دارند و هر کاری می کنند که ما از این سنت ضالۀ مجوسیدست برداریم فایده ای ندارد. این جانب برای حل قطعی معضل چهارشنبه سوری هفت راهکار ارائه می کنم:
1- آیات عظام مکارم شیرازی، مصباح یزدی و نوری همدانی فتوایی صادر کنند مبنی بر این که برگزاری چهارشنبه سوری واجب شرعی است و هرکس از ترقه بازی و پریدن از روی آتش اجتناب کند در شب اول قبر باید تن به یک فقره هارد با جناب ن بدهد و در روز قیامت نیز با یزید بن معاویه، شمر بن ذی الجوشن و اشعث بن قیس محشور می شود.
2- سازمان تبلیغات اسلامی اجرای مراسم چهارشنبه سوری را بر عهده بگیرد.
3- رسانۀ ملی یک بند مردم را به شرکت در مراسم دشمن شکن چهارشنبه سوری دعوت کند تا بدین وسیله یک بار دیگر مشت محکمی بر دهان ابرقدرت ها کوبیده شود.
4- فیلسوف بزرگ، حضرت استاد دکتر رحیم پور ازغدی، با استدلالاتی محکم ثابت کنند که کانت و هگل و نیچه و کی یر که گارد از مخالفان چهارشنبه سوری بوده اند.
5- بأی نحو کان رابطه ای بین مراسم چهارشنبه سوری و حماسۀ 9 دی برقرار شود.
6- ون معزز حوزۀ علمیۀ قم جلوی مسجد اعظم آتشی روشن کنند و جمیع حضرات آیات و حجج اسلام از روی آن بپرند. البته توصیه می شود در هنگام پرش عمامۀ خود را دودستی بچسبند که توی آتش نیفتد و اسلام عزیز جزغاله نشود.
7- اعضای پایگاه های بسیج در سراسر کشور به صورت کاملاً خودجوش با سربندهای أنا العمار، أنا البیعار، أنا البیمار و أنا البوتیمار به خیابان ها ریخته و با سر دادن شعارهای انقلابی بصیرتدار ترقه در کنند.
فدوی اطمینان می دهد که با اجرای همین راهکارهای ساده چهارشنبه سوری خود به خود از ذهن و ضمیر مردم ایران پاک می شود و این سنت غلط، که به قول استاد شهید مرتضی مطهری جز خریت چیزی نیست، برای همیشه ور می افتد.
والحمدلله الذی جعلنی والبورازغدی من المتفکرین.
علامه مهدی
19 جمادی الثانی 1439
درباره این سایت